
من سنتی ازدواج کردم
تو سن پایین یعنی زیر بیست سال همسرم ندیده بودم قبلش و عشق و عاشقی درکار نبود...
تا چهار پنج سال اول زندگی واقعا عاشقش بودم،تا وقتی که فهمیدم خیانت کرده!خودش هنوز نمی دونه که فهمیدیم بهم خیانت کرده،منمچیزی نشون نمی دم،فقطازش متنفر شدم همین!موضوع وبلاگم اصلا خیانت اون نیست باهاش کنار اومدم نه خودش نه خیانتش دیگه اهمیتی برام ندارن.من هیچ وقت بهش خیانت نمیکنم نه به خاطر اینکه دوسش دارم نه!به خاطر خودم به خاطر شرافت انسانی خودم.
همه فک می کنند ما خیلی خوشبختم ![]()
خیلی دلم عشق و عاشقی می خواست دوست داشتم با عشق ازدواج کنم نشد ولی عاشق همسرم شدم از ته دل که اونم نشد که ادامه دار بشه .
ولی به خودم افتخار می کنم که هیچ وقت خیانت نکردم یعنی خدا نخواست و بهم کمک کرد تا اینکار زشت انجام ندم.
Tags: داستان ازدواجم
: THEME BY
P I N K - T H E M E
برچسب:
نویسنده: نگین فلاح